مهدیه منتظر

+ دل نوشته یک مادر

من یک مادرم!
مثل همه مادرها!
دغدغه بزرگ زندگیم بچه هایم هستند! ملیکا و محمد امین !
این روزها در تدارک برگزاری جشن تولد دخترم هستم
دیروز دخترم حرفی زد که تنم لرزید! تلوزیون داشت درمورد داعش حرف می زد که دخترم گفت مامان خدا رو شکر که اونا اینجا نیستند و گرنه همین بلاها رو سر ما می آوردند اون موقع من طاقت نداشتم که منو اذیت کنند!
یک هو دلم سوخت به حال تمام مادران سوری و عراقی و آنچه که به حال خودشون و بچه هاشون گذشته!
خدایا به خاطر امنیتی که داریم شکرت! این امنیت از نون شبم واجب تره!

 

نویسنده : مهدیه ; ساعت ٢:٠۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/٥/٢٠
تگ ها: مادر


+ ماه اسفند

ماه اسفند ماه خونه تکونی! ماه خریدهای شب عید ! و برای ما مادرها ماه خستگی فراوان  توام با  لذته!

وقتی بازار میرم و مردمو  در حال خرید عید میبینم واقعا انرژی میگیرم!

اما گاهی هم واقعا دلم میشکنه!

وقتی فکر میکنم به خونواده هایی که توان خرید مایحتاج مورد نیازشونو ندارن!و بچه هایی که آرزوهاشونو  بدست نمیارن!

وبیشتر  به خاطر کودکان غزه و کودکان سوری!

ولی باز هم شکر میکنم خدارو برای امنیتی که همه داریم ولی گاهی قدرشو نمیدونیم!

خداروشکر میکنم که بچه های ایران حتی اگر عید لباسی نو ندارن ولی شب عید دلاشون خوشحاله!به خاطر ماهی عید به خاطرسبزه به خاطر  سفره هفت سین . و البته دورهم نشینی ها و تعطیلی مدارس! ! !

ومن خوشحالم به خاطر اینکه بچه ها کنار خونواده هستن! و شب رو در حالی میخوابن که هیچ ترسی ندارن!

خدایا شکرت به خاطر همه داشته ها و نداشته هایمان!کمک کن قدر نعمت هاتو بدونم و

امسال بازم دستمونو بگیر !محکم! محکم تر از قبل!

نویسنده : مهدیه ; ساعت ٥:٥٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۱٢/٢٢
تگ ها: عید


+ شب جمعه

قربون کبوترای حرمت امام رضا(علیه السلام)

امشب شب جمعه آخر ساله!

هوا گاهی صاف و گاهی بارونیست!

دلم هم خیلی گرفته!

خواهرم تماس گرفت بریم گلزارشهدا ولی ترسیدم بچه ها مریض شن!

اگه خدا بخواد عید عازم مشهدیم.آقا دلم برای حرمت پر میزنه! بچه ها روز شماری میکنن برای اومدن خدمت شما!دستمو بگیرید !

نویسنده : مهدیه ; ساعت ٥:٥٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۱٢/٢٢
تگ ها: شهید و امام رضا


+ سرباز وطن

به امید آزادی هر چه زودتر

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

نویسنده : مهدیه ; ساعت ۱۱:۳٠ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/۱۱/٢٩
تگ ها:


+ مهربانی

 

میتوان با یک گلیم کهنه هم شب را روز کرد و روز را شب کرد..

می توان با هیچ هم ساخت..

می توان صد بار هم مهربانی را ،خدا را ،عشق را ،با لبی خندانتر از یه شاخه گل تفسیر کرد

می نوان بی رنگ بود

همچو آب چشمه ای پاک و زلال

می توان در فکر باغ و دشت بود

عاشق گلگشت بود

می توان این جمله را در دفتر فردا نوشت

خوبی از هر چیز دیگر بهتر است...

نویسنده : مهدیه ; ساعت ٤:٥٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۱٠/٢٩
تگ ها: شعر


+ صلوات

نویسنده : مهدیه ; ساعت ٤:٤٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۱٠/٢٩
تگ ها:


+ رهبرم

 

درمنطق ما شکست اگر نیست که نیست

این کشور اگر بیــــــــمه اولاد علیستـــــــ

آن برگ برنده ای که در توشه ی ماستـــ

سید علی حسینی خامنه ای استــــــ

نویسنده : مهدیه ; ساعت ٤:٤٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۱٠/٢٩
تگ ها: ولایت


+ شیطان.وفرعون

گویند ابلیس

زمانی نزد فرعون آمد در حالیکه

فرعون خوشه ای انگور در دست

داشت و می خورد

ابلیس به او گفت

هیچکــس می تواند که این خوشهء انگور را به

مروارید خوش آب و رنگ مبدل سازد؟

فرعون گفت

نه

ابلیس با جادوگری و سحر

آن خوشهء انگور را به دانه های مروارید تبدیل کرد

فرعون تعجب کرد و گفت

آفرین بر تو که استاد و ماهری

ابلیس سیلی ای بر گردن او زد و گفت

مرا با این استادی

به بندگی قبول نکردند

تو با این حماقت چگونه ادعای خدایی می کنی؟

نویسنده : مهدیه ; ساعت ٦:۳٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۱٠/٢٦
تگ ها:


← صفحه بعد